
وقتی هزینهها بالا میرود، افزایش قیمت بهتر است یا کاهش کیفیت؟
21 مرداد 1405
وقتی هزینههای تولید بالا میروند، مدیرها معمولاً با یک انتخاب سخت روبهرو میشوند: قیمت را بالا ببرند، اندازه محصول را کوچکتر کنند یا سعی کنند بدون تغییر قیمت، بخشی از کیفیت محصول را کم کنند.
در نگاه اول، گزینه سوم شاید کمدردسرتر به نظر برسد. مشتری افزایش قیمت را فوراً میبیند، کوچکشدن بستهبندی را هم ممکن است متوجه شود، اما تغییر فرمول یا کاهش کیفیت معمولاً سختتر قابل تشخیص است.
با این حال، مقالهای در Harvard Business Review نشان میدهد همین انتخاب پنهان میتواند در بلندمدت برای برند خطرناکتر باشد. چون وقتی مشتری متوجه کاهش کیفیت شود، واکنشش معمولاً فقط به «کمتر شدن ارزش خرید» محدود نمیشود؛ ممکن است احساس کند چیزی که به آن اعتماد داشته، بدون اطلاعش تغییر کرده است. Pasted markdown
وقتی هزینهها بالا میرود، شرکتها چه انتخابهایی دارند؟
شرکتها در چنین شرایطی معمولاً سه مسیر اصلی پیش رو دارند.
ممکن است قیمت محصول را ثابت نگه دارند و خودشان افزایش هزینه را جذب کنند. این تصمیم به معنی کاهش حاشیه سود است.
راه دوم افزایش مستقیم قیمت است؛ یعنی بخشی از افزایش هزینه به مشتری منتقل شود.
اما راه سوم این است که قیمت روی برچسب همان قبلی بماند و چیزی که مشتری دریافت میکند کمتر شود. این کاهش میتواند در مقدار محصول اتفاق بیفتد یا در کیفیت آن. Pasted markdown
اگر مقدار محصول کمتر شود اما قیمت ثابت بماند، با پدیدهای روبهرو هستیم که به آن Shrinkflation گفته میشود؛ مثلاً بستهای که قبلاً ۵۰۰ گرم بوده، حالا ۴۵۰ گرم شده اما قیمتش همان است.
اما اگر اندازه و قیمت ثابت بماند و کیفیت پایین بیاید، با Skimpflation روبهرو هستیم. مثلاً تولیدکنندهای که برای پایین آوردن هزینه، مقدار ماده اصلی محصول را کم میکند و آن را با مواد ارزانتر جایگزین میکند.
مثال سادهاش همان سس پاستاست: قیمت و اندازه شیشه تغییری نکرده، اما گوجه کمتر شده و برای حفظ حجم، آب بیشتری به محصول اضافه شده است. Pasted markdown
از نظر حسابداری، ممکن است هر دو تصمیم به حفظ حاشیه سود کمک کنند؛ اما از نظر ذهن مشتری، این تصمیمها یکسان نیستند.
تحقیق HBR چه چیزی را نشان داد؟
در مقاله، برای بررسی واکنش مشتریها به این سه سناریو، ۲۵ آزمایش با بیش از ۳۰ هزار مصرفکننده در آمریکا و اروپا انجام شده است.
به افراد گفته شد شرکتی با افزایش هزینه روبهرو شده و یکی از این سه تصمیم را گرفته است: قیمت را بالا برده، اندازه محصول را کوچک کرده یا کیفیت را کاهش داده است. محصولات و خدمات مختلفی هم در آزمایشها بررسی شدند؛ از شکلات و آب پرتقال گرفته تا شوینده لباس، دستمال توالت و سرویسهای استریم. Pasted markdown
نتایج جالب بود.
حدود ۴۹.۸ درصد افراد متوجه افزایش قیمت شدند.
۳۷.۹ درصد کاهش اندازه محصول را تشخیص دادند.
اما فقط ۲۷.۲ درصد متوجه کاهش مواد اولیه یا کیفیت شدند. Pasted markdown
پس از یک نظر، کاهش کیفیت واقعاً بهتر پنهان میشود.
اما ماجرا از جایی تغییر میکند که مشتری متوجه آن شود.
افراد در این مطالعات، کاهش کیفیت را ناعادلانهتر از افزایش قیمت و حتی کوچکشدن محصول ارزیابی کردند. تمایلشان به خرید دوباره هم در حالتی که کیفیت کاهش یافته بود، کمتر بود. Pasted markdown
یعنی تصمیمی که در ابتدا میتواند راهی کمسروصدا برای کنترل هزینه به نظر برسد، ممکن است بعداً هزینه بزرگتری برای برند ایجاد کند.
چرا مشتری با کاهش کیفیت بیشتر مشکل دارد؟
فرض کنید قیمت یک سس پاستا بالا برود.
ممکن است مشتری ناراضی باشد، اما هنوز همان محصولی را دریافت میکند که همیشه میخریده. حالا فقط باید تصمیم بگیرد آیا آن تجربه هنوز ارزش پرداخت قیمت بالاتر را دارد یا نه.
اگر اندازه شیشه کوچکتر شود هم همچنان همان سس قبلی را دریافت میکند، فقط مقدارش کمتر شده است.
اما اگر فرمول تغییر کند، محصول رقیقتر شود یا طعم و کیفیت قبلی را نداشته باشد، دیگر با همان تجربه قبلی روبهرو نیست.
به همین دلیل نویسنده از مفهومی به نام Skimpflation Penalty یا «جریمه کاهش کیفیت» صحبت میکند. در این حالت مشتری ممکن است به این نتیجه برسد که:
«این دیگر همان چیزی نیست که قبلاً میخریدم.» Pasted markdown
این تفاوت مهمی است، چون مشتری فقط درباره مقدار پولی که پرداخت کرده قضاوت نمیکند؛ درباره خود برند هم قضاوت میکند.
اگر یک محصول سالها با طعم، کیفیت یا عملکرد مشخصی شناخته شده باشد، مشتری به مرور به همان تجربه عادت میکند. کاهش پنهانی کیفیت میتواند این حس را ایجاد کند که برند نوعی توافق نانوشته را شکسته است. Pasted markdown
کاهش کیفیت همیشه هم قابل پنهانکردن نیست
ممکن است مدیر فکر کند مشتری هیچوقت متوجه تغییر جزئی در فرمول محصول نمیشود.
اما امروز مقایسهکردن محصولات خیلی راحتتر شده است.
مشتری ممکن است تفاوت را هنگام استفاده احساس کند، برچسب جدید و قدیمی را با هم مقایسه کند، نظر دیگران را بخواند یا درباره تغییر محصول در شبکههای اجتماعی مطلع شود.
مقاله به این نکته اشاره میکند که در پلتفرمهایی مثل Reddit و TikTok، کاربران تغییرات محصولات را با هم به اشتراک میگذارند و حتی نسخههای قدیمی و جدید بستهبندی را کنار هم میگذارند.
بنابراین مسئله دیگر فقط این نیست که «آیا مشتری همین امروز متوجه میشود؟»
باید پرسید:
اگر هفته یا ماه بعد متوجه شد، چه برداشتی از برند خواهد داشت؟ Pasted markdown
اگر مجبوریم چیزی را تغییر دهیم، چه کار کنیم؟
اولین درس مقاله این است که مدیرها نباید بهطور خودکار فرض کنند کاهش کیفیت از افزایش قیمت امنتر است.
در بعضی مواقع، افزایش مستقیم قیمت میتواند تصمیم شفافتر و حتی کمریسکتری باشد؛ مخصوصاً برای برندهایی که بخش بزرگی از ارزششان بر پایه اعتماد، طعم، عملکرد، اصالت یا ثبات کیفیت ساخته شده است. Pasted markdown
البته این به آن معنا نیست که افزایش قیمت همیشه بهترین گزینه است.
شرکت میتواند راههای دیگری هم بررسی کند؛ مثلاً بسته کوچکتر ارائه دهد، نسخههای مختلف با قیمتهای متفاوت بسازد یا در بخشهایی از محصول هزینه را کاهش دهد که برای مشتری اهمیت کمتری دارند.
اما اگر تصمیم بین افزایش قیمت و کاهش پنهانی ویژگی اصلی محصول باشد، بهتر است فقط به این فکر نکنیم که «کدام گزینه کمتر دیده میشود؟»
گاهی شفافترین تصمیم، کمهزینهترین تصمیم بلندمدت هم هست.
اگر محصول تغییر میکند، مشتری را بیخبر نگذارید
یکی از دلایلی که مشتری نسبت به Shrinkflation و Skimpflation واکنش منفی نشان میدهد، حس پنهانکاری است.
افزایش قیمت کاملاً مشخص است. اما کوچکشدن محصول یا تغییر ترکیبات ممکن است آنقدر واضح نباشد.
اگر مشتری خودش بعداً تغییر را کشف کند، ممکن است به این نتیجه برسد که شرکت امیدوار بوده کسی متوجه نشود.
و اینجاست که مسئله از قیمت و هزینه فراتر میرود و تبدیل به مسئله اعتماد میشود. Pasted markdown
در مطالعات مقاله، زمانی که تغییرات به شکل شفاف به مشتری اطلاع داده میشد، واکنش منفی کمتر بود.
شفافیت لزوماً باعث نمیشود مشتری از کاهش کیفیت خوشحال شود، اما تفاوت زیادی وجود دارد بین اینکه برند خودش توضیح دهد چه چیزی تغییر کرده و چرا، یا مشتری بعداً احساس کند تغییر عمداً از او پنهان شده است. Pasted markdown
اگر مجبورید تغییری ایجاد کنید، بهتر است واضح توضیح دهید:
چه چیزی تغییر کرده، چرا این تصمیم گرفته شده و چه بخشهایی از محصول همچنان بدون تغییر باقی ماندهاند.
و اگر امکانش وجود دارد، به مشتری حق انتخاب بدهید؛ مثلاً محصول اصلی با قیمت بالاتر یا نسخه اقتصادیتر با فرمول متفاوت و توضیح شفاف درباره تفاوت آنها.
همه بخشهای محصول ارزش یکسانی ندارند
یکی از کاربردیترین پیشنهادهای مقاله این است که قبل از کاهش هزینه، مشخص کنید کدام ویژگی واقعاً هویت محصول را میسازد.
برای شکلات ممکن است طعم و مقدار کاکائو باشد. برای شوینده، قدرت تمیزکنندگی. برای آب پرتقال، میزان آبمیوه واقعی و برای یک سرویس استریم، کیفیت و تنوع محتوا.
مشتری ممکن است تغییر طراحی بستهبندی را خیلی راحت بپذیرد، اما اگر همان چیزی که به خاطرش محصول را میخرد تغییر کند، واکنش بسیار متفاوتی خواهد داشت. Pasted markdown
به همین دلیل، مدیر باید قبل از کاهش کیفیت از خودش بپرسد:
کدام ویژگی باعث میشود مشتری دوباره این محصول را بخرد؟
مشتریها در نظراتشان بیشتر درباره چه چیزی تعریف یا شکایت میکنند؟
چه تغییری باعث میشود مشتری بگوید:
«این دیگر همان محصول قبلی نیست.»
اگر مجبور به کاهش هزینه هستید، بهتر است ابتدا سراغ بخشهای جانبی بروید و تا جای ممکن از ویژگیهایی که تجربه اصلی مشتری را میسازند محافظت کنید. Pasted markdown
مدیریت هزینه، در واقع مدیریت اعتماد هم هست
وقتی هزینهها بالا میروند، طبیعی است که مدیرها به حاشیه سود، قیمت و هزینه تولید فکر کنند.
اما نتیجه این پژوهش یادآوری میکند که مشتری فقط یک عدد روی برچسب قیمت را نمیبیند. او رفتار شرکت را هم تفسیر میکند.
ممکن است افزایش قیمت را دوست نداشته باشد، اما اگر بداند هزینهها بالا رفته و همان کیفیت قبلی را دریافت میکند، شاید بتواند تصمیم شرکت را درک کند.
اما وقتی کیفیت بدون اطلاع او کم میشود، موضوع دیگر فقط گرانی نیست. ممکن است احساس کند چیزی که به آن اعتماد داشته تغییر کرده است.
پس سؤال درست برای مدیرها فقط این نیست که:
«چطور هزینه را کم کنیم بدون اینکه قیمت را بالا ببریم؟»
سؤال مهمتر این است:
«بعد از این تغییر، آیا مشتری هنوز باور دارد همان چیزی را که از برند ما انتظار دارد دریافت میکند؟»
شرکتهایی که هزینههایشان را بهتر مدیریت میکنند، لزوماً آنهایی نیستند که تغییرات را بهتر پنهان میکنند؛ بلکه آنهایی هستند که میدانند مشتری برای چه چیزی به محصولشان وفادار است و از همان بخشها محافظت میکنند.



